شهادت نامه و تجربيات افراد در مورد Cordyceps
|
جي وونگ |
|
وينسم لين |
|
دي ادگار |
|
م ترن هيل |
|
روبرت ميلار |
|
وونگ |
|
اريک لم |
|
پي لا |
|
فاي لي |
|
تي ولا |
|
ال کاري |
|
شهادت نامه و تجربيات افراد در مورد Cordyceps
+ نوشته شده توسط محمدعلی حاجیان در شنبه سیزدهم مهر 1387 و ساعت
22:25 |
اثرات Bio Disc
ü برقراری تعادل میان انرژی های متضاد طبیعی (Yin & Yang) و تجدید انرژی حیات (Chi Life Force) ü ü بهبود خارق العاده التهابات و دردها ü کمک به بهبود کیفیت خواب ü دفع بهتر سموم و مواد زائد سلول ها ü تقویت سیستم ایمنی بدن ü کاهش سطح استرس ü افزایش جذب مواد مغزی در بدن ü بهبود طعم مواد خوراکی و نوشیدنی ها ü بهبود عملکرد اکسیژن رسانی خون ü افزایش ادراک ذهنی + نوشته شده توسط محمدعلی حاجیان در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت
21:10 |
+ نوشته شده توسط محمدعلی حاجیان در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت
17:19 |
+ نوشته شده توسط محمدعلی حاجیان در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت
17:10 |
+ نوشته شده توسط محمدعلی حاجیان در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت
16:50 |
چاي رايجترين نوشيدني در بين خانوادههاي ايراني است. معمولا در تمام
مراسمها از اين نوشيدني به عنوان يك وسيله پذيرايي از مهمان استفاده
ميشود. البته مصرف چاي سبز در تعداد انگشت شماري از خانوادههاي ايراني
رايج است، اما اين اطمينان وجود دارد كه افراد با آگاهي از فوايد اين چاي
بيشتر به سمت مصرف اين نوشيدني باارزش جذب ميشوند. گياه چاي در آبوهواي گرم رشد ميكند. براي توليد چاي معمولا برگهاي كوچكتر و جوانتر انتخاب ميشوند. در مجموع 3 نوع چاي وجود دارد: چاي سياه،چاي سبز و چاي اولانگ (نوعي چاي چيني.)مزيت چاي سبز بر چايهاي ديگر اين است كه كمتر تحت تاثير فرآيند قرار گرفته و تركيبات موجود در آن پايدار باقي مانده است. چاي سبز ضدسرطان و آنتياكسيدان است. اين خصوصيات مربوط به مادهاي به نام كاتچين است كه فعاليت آنتياكسيداني آن بسيار بالا بوده و نسبت به آنتياكسيدانهاي معروفي چون ويتامينهاي C وE بسيار قويتر عمل ميكند. نوشيدن چاي سبز ميتواند احتمال ابتلا به بيماريهاي مختلف را كاهش دهد، از بيماريهاي ساده باكتريايي گرفته تا بيماريهاي مزمني چون بيماريهاي قلبي، سكته، سرطان، دهاني دنداني، و استئوپرز. جلوگيري از بيماريهاي قلبي عروقي كاهش تريگليسيريد ضدانعقاد كاهنده فشارخون جلوگيري از ديابت چاي سبز قادر است از بروز سرطان جلوگيري كند. ميزان شيوع سرطانهايي چون؛ پستان، كولون، پوست، پانكراس و معده در بين افرادي كه چاي سبز مينوشند، بسيار كمتر است. در ژاپن با وجود بالاترين آمار در استعمال سيگار كمترين مقدار سرطان ريه در آنها مشاهده شده است. مطالعات حاكي از آن است كه مصرف بيشتر چاي سبز با كاهش بروز سرطان سينه ارتباط دارد. چاي سبز همچنين قادر است كبد را سمزدايي كرده و از تجمع چربي در كبد جلوگيري كند. چاي سبز نقص و كمبود استروژن را در دوران يائسگي جبران كرده و از پوكي استخوان جلوگيري ميكند. در نهايت اينكه چاي سبز منجر به ايجاد آرامش روح و روان شما ميشود و در نتيجه مصرف عصرانه آن براي رفع خستگي توصيه ميشود. براي تازه و معطرماندن چاي سبز بهتر است آن را در ظرفي تيره ريخته و در كابينتي به دور از نور و رطوبت قرار دهيد. براي هر نفر يك قاشق مرباخوري چاي سبز را در قوري ريخته و به ازاي هر قاشق يك ليوان آب با دماي 08 درجه (از آب جوش كمي خنكتر) به آن اضافه كرده در قوري را گذاشته و پس از 6 تا 7 دقيقه ميتوانيد آن را مصرف كنيد. يادآوري اين نكته ضروري است كه چاي سبز مانند چاي سياه احتياجي به دم كردن ندارد. + نوشته شده توسط محمدعلی حاجیان در چهارشنبه دهم مهر 1387 و ساعت
17:19 |
روانشناسی رنگها
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|

در آنسوي هر سياه چاله سپيد چشمه اي وجود دارد
.
او از هر گونه تحرك عاجز است. نه مي تواند بنشيند نه برخيزد. نه راه برود. حتي قادر نيست دست و پايش را تكان بدهد يا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانايي سخن گفتن را نيز ندازد. زيرا عضلات صوتي او كه عامل اصلي تشكيل و ابراز كلمات اند مثل 99 درصد بقيه عضلات حركتي بدنش در يك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتي پوست و استخوان است روي يك صندلي چرخدار كه فقط قلبش و ريه هايش و دستگاه هاي حياتي بدنش كار مي كنند و بخصوص مغزش فعال است. يك مغز خارق العلده كه دمي از جستجو و پژوهش و رهگشايي بسوي معماها و نا شناخته ها باز نمي ماند.
اين اعجوبه مفلوج استيفن هاوكينگ یکی از پرآوازه ترين دانشمند دهه آخر قرن بيستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبريج همان كرسي استادي را در اختيار داردكه بيش از دو قرن پيش زماني به اسحق نيوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.
همچنين وي را انيشتين دوم لقب داده اند زيرا مي كوشد تئوري معروف نسبيت را تكامل بخشد و از تلفيق آن با تئوري هاي كوانتومي فرمول واحد جديدي ارائه دهد كه توجيه كننده تمامي تحولات جهان هستي از ذرات ريز اتمي تا كهكشان هاي عظيم باشد.
كتاب جديد هاوكينگ در اين زمينه كه بعنوان سياهچاله ها و جهان هاي نوزاد انتشار يافت در محافل علمي جهان مثل يك بمب صدا كرد و شگفتي فراوان برانگيخت. اما قبل از اشاره خلاصه اي مي آوريم از زندگي نويسنده اش كه براستي از كتاب او شگفتي بر انگيز تر است .
استيفن هاوكينگ در 8 ژانويه 1942 در شهر دانشگاهي آكسفورد زاده شد و دوران كودكي و تحصيلات اوليه اش را در همان شهر گذرانيد. از همان زمان به علوم رياضيات علاقه داشت و آرزوي دانشمند شدن را در سر مي پروراند اما در مدرسه يك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته مي شد و هرگز خود را در محدوده كتاب هاي درسي مقيد نمي كرد بلكه چون با مطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود هميشه سعي داشت در كتاب هاي درسي اشتباهاتي را گير بياورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !
پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با يك زندگي ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده اما مملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقويت مي كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بيماري هاي مناطق گرمسيري بود و به همين جهت نيمي از سال را به سفرهاي پژوهشي در مناطق آفريقايي مي گذرانيد. اين غيبت هاي متوالي برلي بچه ها چنان عادي شده بود كه تصور مي كردند همه پدر ها چنين وضعي دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابي مهاجرت مي كنند و بعد به آشيانه بر مي گردند. در عين حال غيبت هاي پدر نوعي استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ايجاد مي كرد.
استيفن در 17 سالگي تحصيلات عاليه را در رشته طبيعي آغاز كرد و از همان زمان به فيزيك اختري و كيهان شناسي علاقه مند شد زيرا در خود كنجكاوي شديدي مي يافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كيهان پي ببرد. سالهاي دهه 60 عصر طلايي كشف فضا- پرتاب اولين ماهواره ها و سفر هيجان انگيز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب اين وقايع تاريخي در رسانه ها جوانان را مجذوب مي كرد. بعلاوه استيفن از كودكي عاشق رمان هاي علمي تخيلي بود و مطالعه آن ها نيز بر اشتياق او به كسب معلومات بيشتر در فيزيك و نجوم و علوم ديگر مي افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقيت به پايان برد و آماده مي شد تا دوره دكترا را در رشته كيهان شناسي آغاز كند.
اما به دنبال احساس ناراحتي هايي در عضلات دست و پا استيفن در ژانويه 1963 يعني آغاز بيست و يكسالگي مجبور به مراجعه به بيمارستان شد و آزمايش هايي كه روي او انجام گرفت علائم بيماري بسيار نادر و درمان ناپذيري را نشان داد. اين بيماري كه به نام ALS شناخته مي شود بخشي از نخاع و مغز و سيستم عصبي را مورد حمله قرار مي دهد و به تدريج اعصاب حركتي بدن را از بين مي برد و با تضعيف ماهيچه ها فلج عمومي ايجاد مي كند بطوريكه بمرور توانايي هرگونه حركتي از شخص سلب مي شود. معمولا مبتلايان به اين بيماري بي درمان مدت زيادي زنده نمي مانند و اين مدت براي استيفن بين دو تا سه سال پيش بيني شده بود.
نوميدي و اندوه عميقي را كه پس از آگاهي از جريان بر استيفن مستولي شد مي توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهاي خود را بر باد رفته ميديد. دوره دكترا-روياي دانشمند شدن - كشف رمز و راز كيهان - همگي به صورت كاركاتورهايي در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند مي زدند. بجاي همه آن خيال پروريهاي بلند پروازانه حالا كاري بجز اين از دستش بر نمي آمد كه در گوشه اي بنشيند و دقيقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومي بدن زمان مرگش فرا برسد.

به اتاقي كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهايي ساعتها متفكر و بي حركت ماند. خودش بعدها تعريف كرده است كه آن شب دچار كابوسي شد و در خواب ديد كه محكوم به اعدام شده است و او را براي اجراي حكم مي برند و در آن موقعيت حس كرد كه هر لحظه زندگي چقدر برايش ارزشمند است. بعد از بيداري به ياد آورد كه در بيمارستان با يك جوان مبتلا به بيماري سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فريادهايي مي كشيد. پس خود را قانع كرد كه اگر به بيماري لادرماني مبتلاست اما لااقل درد نمي كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هيچ چيز را به آساني نمي پذيرفت هشدار داد كه از كجا معلوم كه پيش بيني پزشكان درست از كار در بيايد و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسي باشد!
اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بيشتري براي مبارزه با نوميدي و بدبيني داد آشنايي اش در همان ايام با دختري به نام (جين وايلد) بود كه عد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جين اعتقادات مذهبي عميقي داشت و معتقد بود كه در هر فاجعه اي بذراهي اميد وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحي خود مي تواند رشد كند و بارور شود. بايد به خداوند توكل داشت و از ناكاميهايي كه پيش مي آيد خيزگاههايي براي كاميابي ساخت.
جين دانشجوي دانشگاه لندن بود اما تحت تاثير هوش فوق العاده و شخصيت استثنايي استيفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش مي آمد و ساعتي را به گفتگوي با او مي گذرانيد و آمپول خوشبيني تزريق مي كرد.آنها پس از چندي رسما نامزد شدند و استيفن تحصيلات دانشگاهي اش را از سر گرفت زيرا براي ازدواج با جين مي بايست هرچه زودتر دكتراي خود را بگيرد و كار مناسبي پيدا كند.
و او طي دو سال با اشتياق و پشتكار اين برنامه را عملي كرد در حاليكه رشد بيماري لعنتي را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك يك عصا و سپس دو عصا راه مي رفت. ازدواجش با جين در سال 1965 صورت گرفت و او چنان غرق اميد و شادي بود كه به پيش بيني دو سال پيش پزشكان در مورد مرگ قريب الوقوعش نمي انديشيد.
پروفسور استيفن هاوكينگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بيش از يك ربع قرن قاچاقي زندگي كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنايي او را در حال حاضر زندگي ناميد.!

پيش بيني پزشكان در مورد بيماري فلج پيش رونده او نادرست نبود و اين بيماري اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 براي نقل مكان از صندلي چرخدار استفاده مي كند و قدرت تحرك از همه اجزاي بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است. با اين دو انگشت او مي تواند دكمه هاي كامپيوتر بسيار پيشرفته اي را فشار دهد كه اختصاصا براي او ساخته اند و بجايش حرف مي زند. و رابطه اش را با دنياي خارج برقرار مي كند زيرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.
در آن سال او پس از بازگشت از سفري به درو دنيا براي مدتي در ژنو بسر مي برد كه مركز پژوهشهاي هسته اي اروپاست و دانشمندان اين مركز جلسات مشاوره اي با او داشتند. يك شب كه استيفن هاوكينگ تا دير وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشيدنش گرفت و صورتش كبود شد بيدرنگ او را به بيمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراري قرار دادند. معمولا مبتلايان به بيماري ALS در مقابل ذات الريه حساسيت شديدي دارند و در صورت ابتلاي به آن ميميرند كه اين خطر براي استيفن هاوكينگ هم پيش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشي از ذات الريه بود. پس از چند روز بستري بودن در بخش مراقبتهاي ويژه بيمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصميم گرفته شد كه با عمل جراحي مخصوص مجراي تنفس او را باز كنند اما در نتيجه اين عمل صداي خود را براي هميشه از دست مي داد
عمل جراحي با موفقيت صورت گرفت و بار ديگر استيفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جايگزيني كامپيوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافيانش حتي بهتر از سابق شد زيرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتي با دشواري و نارسايي زياد صحبت مي كرد. كامپيوتر سخنگو را يك استاد آمريكايي كامپيوتر در كاليفرنيت براي او ساخت و تقديمش كرد. برنامه ريزي اين دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استيفن بخواهد سخني بگويد مي بايست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه هاي كامپيوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار مي كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صداي مصنوعي به جاي او حرف مي زند. البته اينگونه سخنگويي ماشيني طولاني تر است اما خود استيفن كه هرگز خوشبيني اش را از دست نمي دهد عقيده دارد كه به او وقت بيشتري مي دهد براي انديشيدن آنچه مي خواهد بگويد و سبب مي شود كه هرگز نسنجيده حرف نزند.
ويلچر
يا صندلي چرخدار استيفن كه بوسيله آن رفت و آمد مي كند نيز از پيشرفته
ترين پديده هاي تكنولوژي است و با نيروي الكتريكي حركت مي كند. وي اتكاي
زيادي به ويلچر خود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسيله اي براي ابراز
احساساتش نيز محسوب مي شود. مثلا اگر در يك ميهماني به وجد آيد با ويلچرش
به سبك خاص خود مي رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد يك شخص مزاحم
از دست بدهد در يك مانور سريع از روي پاهاي او رد مي شود !!! بسياري از
شاگردانش ضربه چرخهاي ويلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش يكي از
تاسف هايش اين است كه طعم اين تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است !
انگار به هزار زبان با مخاطب سخن مي گويند. او بهيچوجه خودش را منزوي نكرده است. به كنسرت و پارك مي رود. در رستوران غذا مي خورد. در انجمن هاي دانشجويان شركت مي كند. و سر به سر شاگردانش كه هميشه او را سوال پيچ مي كنند مي گذارد. شيوه شيطنت آميزش اينست كه پاسخگويي را گاهي عمدا كش مي دهد و در حاليكه پرسش كنندگان پس از چند دقيقه انتظار پاسخ مفصلي را براي سوال خود پيش بيني مي كنند با يك كلمه بله يا نه از كامپيوتر سخنگويش همه را به خنده مي اندازد.
اين اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سياحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنيا رفته و حتي از چين و ديوار باستاني آن ديدن كرده است. همچنين در صدها كنفرانس و سمينار علمي شركت كرده است و به ايراد سخنراني پرداخته است. كه البته اين سخنراني ها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش مي شود.
پرفروشترين كتاب علمي
از نكات جالب ديگر در زندگي استيفن هاوكينگ يكي هم اينست كه او در سالهاي اوليه زناشويي اش با جين وايلد از او صاحب سه فرزند شد يك دختر و دو پسر. لذت پدري و احساس مسئوليت در تامين زندگي فرزندان يكي از مهمترين انگيزه هايي بود كه او را در مقابله با مشكلاتش ياري داد زيرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترين امكانات زندگي و تحصيل را براي بچه هايش فراهم كند و اين امر مخارج هنگفتي روي دستش مي گذاشت. هزينه خودش هم كم نبود چون مي بايست به دو پرستار تمام وقت و يك دستيار حقوق بپردازد و درامد استادي دانشگاه كفاف اين مخارج را نمي داد. به همين جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاريخ كوتاهي از زمان) را منتشر كرد

نقل قولی از استيفن هاوكينگ :
در آنسوي هر سياه چاله سپيد چشمه اي وجود دارد

۱- با یک نیاز شروع کنید:
«من هرگز چیزی را قبل از اینکه فکر کنم چه فایده هایی میتواند برای مردم داشته باشد اختراع نکردم. فکر کردم جهان چه چیزی نیاز دارد و سپس به اختراع پرداختم»
هیچ وبلاگی موفق نمیشود مگر چیزی را عرضه کند که مردم به آن نیاز داشته باشند. آن چیز میتواند در زمینه های مختلف باشد حتی جوک و بازی هم جزو نیاز های مردم برای سرگرم شدن محسوب میشوند. اگر چیزی عرضه کنید که به درد هیچ کس نخورد طبیعی است که هیچ کس سراغتان نخواهد آمد. فکر کنید مردم چه میخواهند سپس انجامش دهید.
۲- گول نخورید:
«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست ، کار واقعی وقتی مشخص میشود که نتیجهی خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیز هایی از قبیل برنامه ریزی ، هماهنگی ، ذکاوت ، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمیشود.»
خیلی راحت میتوانید وقتتان را به عنوان یک وبلاگ نویس فعال به هدر دهید. غرق کار هایی میشوید که به نظر مهم میآیند ولی فقط وقت و پولتان را از شما میگیرند و در عوض چیزی بهتان نمیدهند. سعی کنید با دید باز مسائل را بررسی کنید و دنبال چیزی بروید که در آینده چیزی برایتان بیاورد.
۳- سخت کوش و صبور باشید:
«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.»
اگر واقعآ چیز خوبی عرضه کنید مردم شما را پیدا خواهند کرد ، باید صبر داشته باشید. شما تلاش میکنید و مطالب خوب آماده میکنید بعد صبر میکنید تا موتور های جستجو شما را ایندکس کنند و مردم با وبلاگتان آشنا شوند و به شما اعتماد کنند و… گوگل از روز اول میلیون ها بازدید روزانه نداشت!ف
۴- تلاش یک الزام است:
«نبوغ یک درصد ذاتی و نود و نه درصد به دست آوردنی است.»
اینکه یک ایدهی ناب داشته باشید تازه اول راه است. برای اینکه آن ایدهی بزرگ را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کنید باید زحمت زیادی بکشید. گوگل چهار سال بعد از یاهو و بیست و یک سال بعد از مایکروسافت تاسیس شد!
۵- شکست شما را به موفقیت نزدیکتر میکند:
«من شکست نخوردم بلکه ده هزار راه اشتباه را پیدا کردم.»
هر پستی که مینویسید ، هر راه و ابزاری که برای تبلیغ وبلاگ خود استفاده میکنید باعث با تجربه تر شدن شما میشود. هر راهی یاد میگیرید که اشتباه است شما را یک پله به پیدا کردن راه درست نزدیک تر میکند. راه های مختلف را امتحان کنید تا به موفقیت برسید.
۶-ما توانایی انجام کار های فوق العاده را داریم:
«اگر ما به اندازهی توانمان تلاش کرده بودیم الان خیلی خیلی شگفت زده تر بودیم.»
با «نمیشود» و «من نمیتونم» خودتان را اسیر نکنید. شما چیزی در سر دارید که هیچ کس دیگر ندارد و یکتا است. فقط راه درست استفاده از آن را پیدا کنید و همانی باشید که برایش ساخته شدهاید ، خودتان خواهید دید….
۷- گاهی شکست شروع موفقیت است:
«فقط چون چیزی کاری که شما ازش میخواهید را انجام نمیدهد به این معنی نیست که به درد نخور است.»
یکی از مزیت های وبلاگ این است که وقتی چیزی آن طور که شما میخواهید پیش نرود باز هم میتواند به یک موفقیت تبدیل شود. Darren Rowse نویسنده وبلاگ معروف Problogger ابتدا یک فوتوبلاگ داشت که هیچ کس به آن اهمیت نمیداد ولی نقد هایی که برای دوربین های مختلف در کنار عکس ها مینوشت مورد توجه قرار میگرفت. درست است که فوتوبلاگ او شکست خورد ولی این باعث شد حالا به یک وبلاگ نویس تمام وقت تبدیل شود و برای خودش از آن چه علاقه دارد بنویسد و پول پارو کند.
۸- زود تسلیم نشوید:
«مهمترین نقطه ضعف ما زود تسلیم شدن است ، معمول ترین راه موفقیت فقط یک بار دیگر امتحان کردن است.»
خیلی از وبلاگ ها بعد از دو سه ماه خالی میمانند و قبل از اینکه به یاد کسی بیایند از یاد ها میروند. یک وبلاگ برای اینکه واقعآ به موفقیت برسد به سه سال یا حتی بیشتر زمان نیاز دارد و در این مدت مسلمآ شکست هایی هم تجربه خواهند شد.
۹- از کاری که میکنید لذت ببرید:
«من حتی یک روز هم در زندگیام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.»
راجع به چیزی بنویسید که در آن مهارت دارید و به آن عشق میورزید. هرچند این موفقیت را تضمین نمیکند ولی وبلاگ نویسی را بسیار لذت بخش تر میکند و باعث میشود زود از آن دست نکشید.
۱۰- خلاق باشید:
«برای داشتن یک ایدهی ناب کلی ایده داشته باش.»
همیشه وقتی را اختصاص دهید تا فکر های خلاقانه بکنید ، شهامت داشته باشید که بلند پروازی کنید ، فکر کنید حداقل در محیط مجازی قدرت هر کاری که بخواهید بکنید را دارید اما خیال پردازی نکنید و ایده هایتان را از زاویه های مختلف ببینید. گاهی آدم فکر میکند ایدهاش خیلی تک است ولی این فقط یک تصور غلط است. و البته که همهی ایده ها به موفقیت ختم نمیشوند پس باید کلی ایده داشته باشید و بهترین ها را گلچین کنید. خلاقیت در کنار واقع گرایی!
۱۱- وسواس نداشته باشید:
«برای اختراع کردن یک قوهی تصور قوی نیاز دارید و مقداری خرت و پرت!»
خیلی از وبلاگ نویس ها یا کسانی که میخواهند سایتی راه بیاندازند فکر
میکنند باید حتمآ باید با بهترین قالب بهترین دامین و بهترین سیستم روی
کار بیایند و این باعث میشود هیچ وقت روی کار نیایند!
اکثر وبلاگ نویس های موفق ابتدا از یک سرویس رایگان وبلاگ نویسی و یک قالب
سادهی پیشفرض شروع کردهاند چون دلیل موفقیت آنها چیز دیگری بوده است ،
ایده های خوب و سخت کوشی. وقتی با اینها به موفقیت ابتدایی رسیدید قالب و
دامین خوب هم کمکتان خواهد کرد.